تبیین به زبان ساده یعنی «عینک شفافبینی زدن». در زندگی روزمره، گاهی غبار شایعات، سوءتفاهمها یا حرفهای نصفه و نیمه باعث میشود که ما حقیقت را کج و کوله ببینیم. تبیین یعنی کسی بیاید و با منطق، آرامش و دلیل، آن غبار را پاک کند تا اصل ماجرا دیده شود.
برای درک بهتر، یک مثال ساده بزنیم: تصور کنید در محله شما شایعه میشود که نانوایی محله به خاطر بهداشتی نبودن بسته شده است. مردم نگران میشوند و شروع به بدگویی میکنند. در اینجا، اگر صاحب نانوایی یا یک فرد مطلع بیاید و با سند نشان دهد که نانوایی صرفاً برای تعمیر لولههای آب یا نوسازی دستگاهها موقتاً تعطیل شده، او عمل «تبیین» را انجام داده است. او با این کار، جلوی یک قضاوت غلط و اضطراب بیدلیل را گرفته است.
قرآن کریم این کار را یک وظیفه بزرگ میداند. در آیه ۴۴ سوره نحل، خداوند به پیامبر میفرماید که نقش او روشن کردن و تبیینِ کتاب الهی برای مردم است: «لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ». یعنی حتی کلام خدا هم نیاز به تبیین و توضیح دارد تا کسی از آن برداشت غلط نکند. باطل همیشه مثل مه غلیظ عمل میکند تا راه را گم کنیم، اما تبیین مثل چراغ مهشکن است.
مثال دیگر در فضای مجازی است؛ جایی که یک فیلم تقطیع شده و کوتاه از سخنان یک نفر پخش میشود تا او را خراب کنند. تبیین یعنی رفتن و دیدن کل آن فیلم و توضیح دادنِ «متن و حاشیه» ماجرا برای دیگران. قرآن در آیه ۶ سوره حجرات با عبارت «فَتَبَيَّنُوا» دقیقاً همین را میخواهد: زود باور نکنید، بگردید و حقیقت را پیدا کنید.
به طور خلاصه، تبیین یعنی نجات دادن حقیقت از زندانِ دروغ و ابهام. این کار نه با تندی و دعوا، بلکه با زبان خوش و استدلال محکم انجام میشود تا گرههای ذهنی باز شود و آرامش به افکار عمومی برگردد.
