در دنیای شلوغ امروز، گاهی یادمان میرود که تمام تلاشهایمان برای رسیدن به یک قرارگاه امن و آرامشبخش است؛ همان چیزی که در فرهنگ دینی به آن «قرب الهی» میگوییم. اما قرب الهی آنقدرها که در کتابهای سخت پیچیده شده، دور از دسترس نیست. اگر بخواهیم این مفهوم را به زبانی بسیار ساده بازخوانی کنیم، باید گفت که نزدیکی به خدا شبیه به نزدیک شدن دو دوست به یکدیگر است؛ هر چقدر اخلاق و مرام ما به صفات خدا شبیهتر شود، ما به او نزدیکتر شدهایم. خدا بخشنده، صبور و مهربان است و ما هر بار که آغوشمان را برای بخشیدن کسی باز میکنیم یا در اوج سختی صبوری به خرج میدهیم، در واقع در حال طی کردن این مسیر هستیم. این نزدیکی از جنس متر و کیلومتر نیست، چون او از رگ گردن به ما نزدیکتر است؛ بلکه از جنس «دل» است. وقتی یاد بگیریم که در تصمیمات کوچک و بزرگ زندگی، رضایت او را به نفع شخصی خودمان ترجیح دهیم، یعنی قدم در مسیر رفاقت با او گذاشتهایم.
ثمره این رفاقت، فراتر از یک حس شخصی، مجموعهای از حسنهها و برکات است که تمام ابعاد وجودی ما را در بر میگیرد؛ از رسیدن به یک آرامش تمامنشدنی و امنیت روانی که ما را در برابر طوفانهای زندگی استوار میکند، تا پیدا کردن بصیرتی که به ما قدرت تشخیص درست از نادرست را میبخشد. کسی که به خدا نزدیک میشود، به تکیهگاهی متصل شده که او را از اسارتِ خواهشهای نفسانی رها کرده و ارادهاش را برای انجام کارهای بزرگ قوی میسازد. اما زیباترین تجلی این نزدیکی، زمانی است که از قلب فرد فراتر رفته و در پیکره جامعه جاری میشود. وقتی انسانها در مسیر قرب الهی گام برمیدارند، جامعه بشری از میدانی برای رقابت و خودخواهی، به فضایی سرشار از اعتماد، ایثار و نوعدوستی تبدیل میشود. در چنین جامعهای، چون افراد خود را در محضر یک قدرتِ مهربان میبینند، صداقت جایگزین فریب شده و صلح و همدلی جای کینه را میگیرد. در واقع، هر چقدر افراد به خدا نزدیکتر شوند، به همان اندازه به یکدیگر نزدیکتر میشوند و این بزرگترین تغییر اجتماعی است که عدالت و آرامش جمعی را به ارمغان میآورد؛ چرا که هر کس به اندازه سهم خود، تلاش میکند تا مظهر مهربانی و عدالت الهی روی زمین باشد.
مرکز اسلامی و فرهنگی اهل بیت ع سوئیس زوریخ
20 دیماه 1404 برابر با 10ژانویه 2026
